LOADING
November 20, 2020 Leave your thoughts

به خودتان اطمینان ندارید؟ با رفقای ازخودراضی تان بیشتر معاشرت کنید

در گروه های اجتماعی مختلف, معمولا سطح اعتماد به نفس افراد همگروه به هم شبیه است. تجربه شخصی من در دوران دانشجویی پزشکی این بود که اعتماد به نفس جراح ها از همه بیشتر است و متخصص های داخلی و اطفال , … اعتماد به نفس خیلی کمتری دارند. مقاله جدیدی که چونگ و همکاران اش در دانشگاه برکلی منتشر کرده اند ادعا می کند که منشا اختلاف اعتماد به نفس بین گروه های مختلف این است که اعتماد به نفس کاذب (مثل سرماخوردگی) “مسری” است.

در این مقاله نتایج ۶ آزمایش گزارش شده است. در آزمایش اول, ۱۰۴ دانشجو به (اول صورت انفرادی) در یک امتحان کامپیوتری شرکت کردند وبعد از جواب دادن به همه سوالها, رتبه خود در بین تمام شرکت کنندگان را تخمین زدند. در مرحله بعد, دانشجوها در تیم های ۲ نفری, به صورت تصادفی, گروهبندی شدند و یک بار دیگر امتحان مشابهی (این بار به صورت گروهی) دادند. در انتها, از هر شرکت کننده خواسته شد رتبه فردی خودشان را یک بار دیگر تخمین بزنند.

اعتماد به نفس کاذب (overconfidence) هر شرکت کننده, با میزان اختلاف بین رتبه واقعی و رتبه تخمینی اولیه ی او تعریف شد. به این ترتیب, اگر رتبه تخمینی کسی از رتبه واقعی او بهتر باشد, این فرد اعتماد به نفس کاذب دارد و هر چه این اختلاف بیشتر باشد توهم فرد در مورد توانایی هایش شدید تر است.

نتایج آزمایش اول نشان داد که وقتی هم تیمی ما اعتماد به نفس کاذب دارد, تخمین نهایی ما از رتبه خودمان, از تخمین اولیه مان خوشبینانه تر است. به عبارت دیگر, اعتمادبه نفس کاذب شریک ما به ما سرایت میکند. نتایج ۵ آزمایش دیگر نشان داد که

۱) گذشت زمان اعتماد به نفس کاذب مسری را کم نمیکند
۲) سرایت اعتماد به نفس کاذب در زمینه های مختلف و امتحان هایی با موضوع مختلف عمومیت دارد.
۳) اعتماد به نفس کاذب به صورت غیر مستقیم هم سرایت میکند. مثلا اگر گیتی اعتماد به نفس کذب داشته باشد و با ضیاء کار کند و ضیاء بعدا با گوگوش کار کند, اعتماد به نفس کاذب گیتی به گوگوش سرایت میکند.
۴) سرایت اعتماد به نفس کاذب , حتی وقتی به وضوح در مورد آن به افراد هشدار میدهم اتفاق میفتد.
۵) اگر دو نفر یکدیگر را متعلق به گروه های اجتماعی متفاوتی ببینند (مثل استقلالی, پرسپولیسی — حزب الهی, سلطنت طلب , …) سرایت اعتماد به نفس اتفاق نمی افتد.

نویسنده های مقاله در یادداشتی برای مجله HBR یافته هایشان را توضیح داده اند و در مورد ارتباط ان با دنیای سیاست و تجارت هم حدس هایی زده اند که جالب و خواندنی است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *