LOADING
June 3, 2021 Leave your thoughts

خارج نشین ها حرف نزنند

غالبا وقتی در مورد مسائل حساسی مثل سیاست (تحریم خوب است یا بد است؟ ترامپ خوب بود یا بد بود؟ جمهوری اسلامی میرود یا نه؟) و اخلاق (دروغ مصلحتی خوب است یا بد است؟ ایراد کار نامجو کجاست؟ انتخاب انجام سقط جنین با کیست؟) یا حتی سلامتی (ماسک بزنیم؟ واکسن بزنیم؟ آیا کورونا حقیقت داره یا سرکاریه؟) صبحت میکنیم, احساس ناامیدی بهمون دست میده که هیچ راهی برای پل زدن بین آدمهایی که نظر مخالف یکدیگر دارند وجود نداره. مشکل اصلی اینجاست که پیدا کردن یک نقطه شروع مشترک که دو طرف بتونن (بدون اینکه لازم باشه در مورد چیزی توافق کنن) در اون مساله به طرف مقابلشون (و نه لزوما به دیدگاه اش) احترام بگذارن خیلی کار سختی یه. برای خود من یکی از بهترین مثال های همچین شکاف پرنشدنیی, مساله ی “خارج نشین” و “داخل نشین” بودن تو بحث های سیاسی بین ایرانیهاست که از همون ابتدای صحبت خط کشی میکنه و هیچ کس هم حاضر نیست یه قدم به طرف سمت مقابل برداره.

مقاله ای تازگی دراومده که راه حل خیلی امیدوار کننده ای برای این معضل به دست میده. امیلی کوبین و همکارانش به این سوال پرداختند که در برخورد با کسی ۱۰۰% مخالف ماست, چطور باید وارد بحث بشیم که بتونیم احترام و اعتماد طرف مقابل رو جلب کنیم که به ما (علیرغم مخالفت مون با هم دیگه) به عنوان یک آدم منطقی نگاه کنه و این شانس رو بده که شاید بحث مون به جای خوبی برسه. اصل حرف این مقاله رو میشه به این صورت خلاصه کرد

اگر در مورد یک مساله اخلاقی دشوار با فرد مخالف وارد بحث شدید, یک خاطره یا تجربه شخصی خودتون رو که به موضوع مربوط باشه نقل کنید که نشون بده که شما از نزدیک با این مساله مواجه شدید و از اون آسیب دیدید.

نکته خیلی جالب مقاله اینه که نشون میده که دلیل آوردن با عدد و رقم و آمار و “فکت” خیلی کمتر احتمال داره موفقیتی نصیب ما بکنه و دادن اینجور اطلاعات, به احتمال زیاد نظر طرف مقابل رو تغییری نخواهد داد. این جدول چند تا مثال خوب از “خاطره های شخصی در مورد آسیب” و “دلایل منطقی و آماری” که توی مقاله استفاده شده رو نشون میده

متن اصلی مقاله ۱۵ تا آزمایش و نظرسنجی رو گزارش کرده ولی ما اینجا به ۳ تا شون نگاه میکنیم. در یک مطالعه, کوبین و همکاران ۳۰۰,۹۷۸ کامنتی رو که کاربرها زیر ۱۹۸ تا ویدئو (که در مورد سقط جنین صحبت میکردن) توی youtube گذاشته بودن تحلیل محتوا کردند. نکته مهم این بود که توی نصف این ویدئوها, گوینده ها با تاکید روی آمار و ارقام استدلال میکردن و توی نصف دیگه, گوینده یک خاطره یا تجربه شخصی از آسیبی که در ارتباط با سقط جنین دیده بود رو تعریف میکرد. کامنتهایی که زیر ویدیو های گروه دوم گذاشته شده بودند خیلی مثبت تر و حمایتگر و همراه بودند (ستون های آبی در شکل یک).

شکل یک. بار عاطفی کامنتهای ویدئوهای خاطره شخصی (آبی) و استدلال آماری (قرمز). در محور افقی عدهای بزرگتر بار عاطفی مثبت تر را نشان میدهند

در یک آزمایش دیگه, محققین در دو شهر چپل هیل و دورهام در ایالت کارولینای شمالی در کوچه و خیآبان با رهگذرهای عادی گفتگو کردند و متن این گفتگو ها رو تحلیل کردند. نحوه آزمایش اینطور بود که فرد محقق با رهگذرهای رندوم در کوچه و خیابان وارد صحبت میشد (و بدون اینکه اشاره ای به انجام آزمایش بکند) یک موضوع اخلاقی دشوار (حق داشتن سلاح گرم بدون مجوز) رو مطرح میکرد. بعد از اینکه رهگذر موضع خودش رو مشخص کرد, محقق بلافاصله در جبهه مخالف قرار میگرفت و در نیمی از موارد (۱) استدلال عددی و آماری و در نیمه دیگه موارد (۲) تجربه شخصی از آسیب رو تعریف میکرد. دو طرف گفتگو رو تا انتها ادامه میدادند و خداحافظی میکردند. تحلیل محتوای متن گفتگو های ضبط شده نشون داد که رهگذر های گروه ۲ (یعنی کسانی که خاطره شخصی رو شنیده بودند) محقق رو بیشتر تحویل گرفتند و احترام بیشتری بهش گذاشتند.

در یک مطالعه دیگه, به شرکت کنندگان در آزمایش مقاله هایی از روزنامه نیویورک تایمز دادند و بعد از خواندن مقاله پرسیدند آیا نویسنده مقاله به نظر شما آدم منطقی آمد؟ برای این نویسنده چقدر احترام قایل هستید؟ نکته مهم این بود که قبل از شروع آزمایش, نظر شرکت کننده را در مورد موضوعات حساس پرسیده بودند و به هر شرکت کننده مقاله هایی مخالف نظر خودشان دادند. نصف شرکت کننده ها مقاله های حاوی اعداد و آمار گرفتند و نصف دیگر شرکت کننده ها مقاله هایی در مورد تجربه شخصی آسیب. دیگه خودتون باید بتونید نتیجه رو حدس بزنید: گروه دوم نویسنده مقاله ها رو منطقی تر دیدند و احترام بیشتری براشون قائل بودند.

در نهایت مقاله کوبین و همکاران یک سری راهنمایی عملی هم برای خوانندگان داده و توصیه کرده که وقتی وارد بحث های داغ اخلاقی میشیم بهتره اول از یک خاطره شخصی آسیب مرتبط با موضوع شروع کنیم و بعد – اگه لازم شد یا اگه اصلا انقدر صحبت ادامه پیدا کرد – عدد و رقم و آمار هم بیاریم وسط.

Bernard Trebacz, Argument of the scholars

برای دوستانی که علاقمند هستند بیشتر در مورد این موضوع بخونند, یافته های این مقاله ارتباط جالبی هم پیدا میکنه به دوموضوع : یکی جمله معروف ورا هلد فمینیست معروف دهه هفتاد که the personal is political و دیگری تاریخچه ی مسیحیت و اهمیت تجربه مستقیم در برابر شهادت شاهد در بررسی وقوع “معجزه“.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *